یک غزل مهمان من باش و پس از آن ! شب بخیر
نرم نرمک دستی افشان ، پای کوبان ! شب بخیر
وسعت غمهای ما را نیست مرزی آشکار
زین سبب لختی قلم بر ما بگریان ! شب بخیر
در نگاهت شور و مستی می تراود چون شراب
شور و مستی را از این مستان تو نستان ! شب بخیر
لحظه ای دیگر بمان ای بانوی شعر و غزل
میزبان اکنون تویی ، ما نیز مهمان ! شب بخیر
زائرم من ، شوق دیدار توام اینجا کشاند
بیش از این ، این زائر خود را مرنجان ! شب بخیر
زیر باران خیس خواهی شد ، کمی دیگر بمان
یک غزل مهمان من باش و پس از آن ! شب بخیر ...
تاريخ : یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۶ | | نویسنده : نرگس رسولی نژاد |

